<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حنانه و چراغ جادو</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 24 Dec 2008 04:48:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به شیرینی یک رویا</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اقوام ما یا عروسی نمیکنن یا همه باهم که دیگه حالت به هم میخوره . فعلا دوره قحطی اش رسیده . در حال حاضر هر جا میریم خبر نینی بهمون میدن ! نمیدونم حکمتش چیه که زمستونا همه حامله میشن تابستونا زایشگاه تخت کم میاره . آخه بوشهر همچین زمستون خونه نشین کنی نداره که! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;  القصهههههههههههههه چهارشنبه ای که مریم جون و وحید مهمونی داشتن من و عمه و رضوان رفتیم حنابندون دوست رضوان و فرداشم عروسییییییییییی . اونم عروسی توی خونه . از اون بزن و برقصا بود . عروس ایستاده بود  گفتم میخوای برقصی ؟ گفت جام نمیشه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; . داماد خودش خواننده ارکستر بود . از این میکروفونای بدون سیم دستش بود با عروس اینقد خوشکل می رقصیدن و  خیلی هم خوشکل میخوند . من الان دچار بحران هویت شدم . آخه همه میگفتن من چقد آرومم . مث همیشه بودم آ . توی پیک نیک هلیله یا جشن فایرفاکس یا هر جایی که با هم بودیم من چه جوری بودم؟ &lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=5&gt;(جواب میخواما)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوجو 1) تزئین میوه سفره عروسی با من بود و رضوان هنرمند اشانتیون و تزئین حنا که کارش واقعا قشنگ بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوجو 2) بابت وحید اینقد رگباری توی صورتم کتک خوردم که از صورتم بخار میزد . داشتم وب وحید میخوندم که رضا اومد پیشم . نشستیم از پایین خوندیم . اولش گفته بود مسئول شاهین میخواد استعفا بده . گفتیم خو هیچ . پست بالاترش گفت جلسه میخوان بذارن تیم شاهین کنار بره . گفتیم خو &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt; . گفت نتیجه اش فردا معلوم میشه گفتیم به سلامتی! گفت تصویب شد شاهین از دسته یک کنار گرفت!!! اینجوری شدیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; . تاریخش نگاه کردم تا مال یه سال پیشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جوجو 3) دوربین 90 نگاه کردین؟ عکس بوشهریه کار رضا بود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt; . فردوسی پور گفت این رضا خیلی چیزای جالبی می فرسته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;پرواز شاهين براي شکار ليگ برتر (بازي شاهين بوشهر و تراکتور سازي تبريز در بوشهر)&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;توضيحات : خوشحالي هواداران شاهين بوشهر بعد از هفت برد پياپي&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=248 src=&quot;http://i43.tinypic.com/2resls1.jpg&quot; width=331&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://i43.tinypic.com/2resls1.jpg&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN class=yshortcuts id=lw_1230094208_2&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;http://i43.tinypic.com/2resls1.jpg&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=248 src=&quot;http://i44.tinypic.com/2yk05tw.jpg&quot; width=331&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://i44.tinypic.com/2yk05tw.jpg&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN class=yshortcuts id=lw_1230094208_3&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;http://i44.tinypic.com/2yk05tw.jpg&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 335px; HEIGHT: 402px&quot; height=481 src=&quot;http://i44.tinypic.com/symh7d.jpg&quot; width=641&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://i44.tinypic.com/symh7d.jpg&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN class=yshortcuts id=lw_1230097547_4&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;http://i44.tinypic.com/symh7d.jpg&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حدیث امروز :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزگاری بر مردم می آید که باید از بی دست و پایی و نادرستی یکی را انتخاب کند . هر کس در آن هنگام باشد باید خود را به بی دست و پایی زند و آن را بر نادرستی ترجیح دهد (حضرت محمد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پیشنهاد امروز: &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;طبق مشورتی که انجام شد به جا چاقو جیبی از اسپری فلفلی استفاده کنین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 04:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معجزه هخامنش </title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;جمعه ی قبل از هلیله با دوستامون که زن بودند و  دوتا آقا رفتیم غار شاپور . غار بالای یه کوه  بود . میگن بزرگترین مجسمه که 7متر طول داره و عرض شونه هاش 3 متره توی دوره ساسانیان دهانه غار گذاشتن. یه گروهی خیلی فرز افتادن جلو و ما رفتیم و اثری ازشون ندیدیم . آخه با علامت فلش روی سنگ ، مسیر رفتنو مشخص کردن ولی اینا اشتباهی از یه جایی رفتن که زودتر میرسن ولی باید شیب های خیلی تند رو صخره نوردی میکردن . من خیلی از ارتفاع میترسم حتی بالا نردبون هم میترسم برم اونوقت یه جاهایی بود شیب داشت بدون جا پا  و زمین هم پر سنگ هایی بود که به زمین وصل نبودن و زیر پا میلغزیدن . یه کولی بازی در اوردم فجییییییییع&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; . همون وسط شیب چنگ زده بودم زمین و جیغ میزدم غلط کردمممممممممممممممم . یه عالمه خارجی هم دیدیم و مثل موزه ازمون عکس می گرفتن . یکی از این خانمایی که باهامون بود هم چپ و راست بهشون اشاره میکرد و میگفت ok !  تا 4/1 راه رفتیم و مثل آدمای راست عکس یادگاری گرفتیم و برگشتیم پایین . بعد از خرما ارده و چای و میوه حوصله مون نشد منتظر اونایی که اونیکی مسیرو رفته بودن و الان توی غار بودن بمونیم و گفتیم پیاده روی میکنیم تا اونا برسن و با ماشین بیان دنبالمون . دو طرفمون باغای میوه بود و با اینکه ساعت 2 ظهر بود ولی هوا عاااااااااالی . یه سراشیب بود یکی از خانما دستمو گرفت و گفت بدووووووو . بعدشم ورزشکاری قدم زدیم جوری که بقیه از دیدمون خارج شدن . هر ماشینی رد میشد نگه میداشت میگفت برسونیمتون؟! اولی نه دومی نه دیگه هر ماشینی رد میشد یه ترمز میزد به خانمه گفتم چقد خیر خواه تو مملکته . نه که خودشون فقط دامن قلقلی دیدن و خانمایی که دیگ رو سرشون میذارن ، دو نفر که آفتابگیر زدن و اسپرت بهشون مزه کرده . دیگه ترس کوچولو کوچولو میومد توی قلبمون . ساعت 2 ظهر . تنها . دور از منطقه مسکونی . ماشینایی که حتی به کامیون بودن خودشون رحم نمیکردن . بهتره از نگاه یه زن ببینی تا بفهمی چی میگم . یه موتوری که بلوز شلوار و کلاه بافتنی سیاه پوشیده بود چند بار جلومون رفت و اومد و بعد جلوتر از ما ایستاد . پشت سرمون نگاه کردیم دیدیم یه آقای دیگه تقریبا به همون فاصله پشتمون ایستاده . از اون طرف فقط شماره دوستامون که عقب سرمون بودن داشتیم که اونا هم توی یه باغ میوه می خریدن و به آقایون که منتظر برگشتن کوهنوردا بودن دسترسی نداشتن . خم شدیم و برای دلگرمی الکی خوش کن اک چند تا سنگ توی مشتامون گرفتیم . روی زمین هیچ ردی از آشغال و پوست میوه و هر چیزی که بگه اینجا یه زمان یکی آشغالاشو گذاشته نبود و  فقط ... یه .... سوتین خاک خورده افتاده بود . این دقیقا حکم دیدن اسکت روی سنگ قبرستونه . بدنم فلج شده بود و قلبم مث گنجشک میزد . خواستیم از جاده بزنیم بیرون ، پایین ، کنار جوی آب که یه چادر کنارش زده بودن تا در پناهشون باشیم که دیدیم ای وای همه پسرن . توی اون لحظه حالم از هر چی مرد و کثافت کاری و میل جنسی بی رحمانه شون به هم میخورد . نه جرات میکردیم بریم جلو و نه راه پس داشتیم . اون دست خیابون پله هایی بود که بالای اون ، روی کوه کنده کاری از هخامنشیان بود و دوتا پسر که به نظر آدمای خوبی میومدن نشسته بودن . به هر حال از موتوریه مورد اعتماد تر بودن . خودمونو  مشغول کردیم و یه 20 دقیقه ای فقط داشتیم آثار باستانیه رو تفسیر میکردیم . از عضلات اسب ها که انگار یه نقاش روی بوم سایه روشن کار کرده باشه و آدمایی که برای پادشاه تعظیم میکردن و هر کدوم یه آدم منحصر به فرد که گردی صورت و فرم دماغ و حتی زاویه ای که تخم چشمشون داشت نگاه میکرد فرق میکرد گرفته تا نبودن برده داری و لخت بودن آدما توی هیچکدوم از آثار باستانی ایران . وقتی پسرا خواستن برن گفتن ببخشین شما میتونین بهمون اطلاعاتی در موردش بدین ؟ گفتیم نه! بلد نیستیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; . تلفن همراه دوستم یه ویبره خوشمزه داد که نشون میداد داریم نجات پیدا میکنیم و این درست موقعی بود که موتوری سیاهه رو پایین پله ها دیدم که منتظر ایستاده بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                     &lt;IMG height=248 src=&quot;http://tinypic.com/o8yubp.jpg&quot; width=186&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;حدیث امروز: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;چهار حال است که هر کس دارد خدا آتش جهنم رو بر اون حرام می کند : اون که وقتی به چیزی میل داره و وقتی میترسه و وقتی شهوتش به خروش در میاد و وقتی به خشم میوفته ، کنترل خودشو از دست نمیده &lt;FONT color=#006600&gt;ـحضرت محمد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پیشنهاد امروز: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;همیشه توی جیبتون یه چاقو داشته باشین . هیچکس یه خانمو به خاطر داشتن چاقوی جیبی و قمه و ... ایراد نمیگیره&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Dec 2008 03:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاطو کچل نمی له</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روزا همش گل میگردیم گل میگیم گل میشنفیم . دیروز که با بچه های وب رفتیم هلیله خیلی خیلی خوش بود . من زیاد با زهره و  _ نرگس و مجتبی که دیگه اصــلا _ آشنا نبودم . قبلا یکمی با زهره حرفیده بودم ولی بازم نمیدونستم چه جوری هستن ولی دیدم اینقد توی ماشینشون بهم خوش میگذره که دلم نمیخواس توی هیچکدوم از ماشینای دیگه باشم . ماشینامون پشت سر هم ، همه  بوق بوق و جفت چراغ و بزن و بکوب ، یکی هم برا تکمیلش بیرون پنجره میرقصید . بعضی ماشینا برای ابراز شادباش به عروس خانم چراغ میزدن و توی کوچه های بندرگاه برامون دست میزدن نمی دونستن این جماعته کـِل و هو ! عروسی ندارن . با نرگس جفت شده بودیم عشق یه سری جک و جونوراشو خوردیم و یکی از جونورا رو اینقد مسخره کردیم که خودم از رو رفتم . حامد هم یه چیزی به شوخی گفت ولی من جدی جدی  میخوامممممممممممم . یعنی موقعیتش پیش میاد  سگ پشمالو کوچیکه شو بیاره من باهاش بازی کنم و بگردونمش . خیلی ها رو برا اولین بار دیدم . یکی اومده بود وای جیگر مننننننن قربونشم میرم . کی بووووووووووووووووود؟ بعدا میگم&lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/59.gif&quot; border=0&gt;   ... حالا عجله ای نیس      ...&lt;IMG height=24 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4fvgdaq_th.gif&quot; width=45 border=0&gt;  .. باشه خوووووب&lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/155.gif&quot; border=0&gt;.. طاهره خانمم .  قشنگ معلوم بود وقتی نگاش میکنم ذوق مرگ میشم . ببخشینا من نمیدونم چرا فلانی این مدلیه ! شییرینی تولد زن زمانه رو تقسیم میکرد جلو اونایی که دوستشون نداشت نمی گرفت . اونوقتی توی جشن پله پله تا ملاقات خورشید هم این کارو تکرار کرد .  اگه مشکلی داره مجبور نیست زحمت بکشه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نینی ۱)   &lt;IMG src=&quot;http://www.parssmile.com/smile/Emoticons_108.gif&quot;&gt; همه چی به کنار ، روم به دیوارش چه پر خاطره بود &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نینی ۲)  تغییرات به خاطر گل روی مریم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حدیث امروز :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگاه کردن سه چیز به چشم بینایی میده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سبزه (کم و بیش یه چیزایی بود)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آب جاری (دریا بود دیگه جاری تر از این نمیشد) و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روی نیکو  ( &lt;IMG height=21 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/tooth.gif&quot; width=33 border=0&gt; )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                        حضرت محمد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیشنهاد امروز :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;24 آذر  سمینار رمز موفقیت در زندگی و کار (دکتر احمد حلت) برگزار میشه که بلیطشو از پارکر میتونین بخرین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2008 19:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لتس گو اوری بادی</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مانکن وارد می شود . نه تو رو خدا تشویق نکنین . شرمنده میکنین . همه چی خوبه فقط یه نگرانی دارم ... یه وقت .. ندزدنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt; .. آخه خیلی جیگر کش شدم . از اون لحاظ !!! چندیـــــــن بارم فاطی کاماندو (خواهران امر به معروفی) بهم تذکر دادن میترسم آخرش بابت خوش هیکلی ببرنم بازداشتگاه . بابا کیــــــــــــــــــــــــــلویی چند؟ فحش میدیــــــــــــــآ . اصلا حرف رژیم که میاد زندگی تو چشام off میکنه . کنکور  هم  »» فعلا « نمی خونم . حسش نمیاد . یکم عشق کنم دیگه مگه نه؟ تایید کنین گناه دارم بگین کار خوبی میکنی چقد درس برو پی آرزوهات . از نیمه آذر کلاس سفره آراییم شروع میشه . سی دی Listening گرفتم خارجکیمو تقویت کنم . برا رادیو میخوام تست بدم . گفتند وقتش که شد تماس می گیرن . بیشین مینیم بآآآآآآآ  زجر کششون میکنم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; . بعد که برم تست بدم همه کنجکاو که این الهه سیریش کی بوده که جیگرمونو گل زده . نمایشگاه کتاب که رفتم دوتا سی دی  اعتماد به نفس (احمد حلت) 4تومن بود . اولش دلم نیومد ولی هی با خودم کلنجااااااااااااااار رفتم تا آخر خریدمش&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt; . این آقاهه خیلی بامزه و خنده دار بود . حالا تلقین یا هر چی حس میکنم از قبل بهتر شدم . معمولا اونایی که منو خوب نمیشناسن کم بودن اعتماد به نفس و خجالتی بودن منو متوجه نمیشن . منو ببین ... اعتماد به نفس تووووووپ .. اصلا هم زشت نیستم هیچم از کسی چیزی کمتر نیستم خیلی هم خوبم اخلاقمم خیلی بیسته .. بگو نه تا بپـوکونم ات . یه چیزی که روانمو شاد کرده این موس جدیدمه که الهی دشمن خونی ات هم گرفتار موس خراب نشه . تا دردشو نکشیدی نمیفهمی . وقتی با این یکی کار میکنم انگار ری قالی سلیمون سی خُـم زر می خورُم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حدیث امروز:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه خوبند از امت من، آنان که هنگام وضو و غذا مسواک میزنند (حضرت محمد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیشنهاد امروز:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اگه کسی باهام کار ضروری داشت با این شماره تماس بگیره  02282326666&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;دیگه تموم شد. سوخت! این یه چیز بامزه سرکاری بود. وقتی تل میکردی  صدای ضبط شده ی یه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پسر لوطی میگفت به خدا عاشقتم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; . بعدش یه آهنگ بامزه پخش میشد . تا همین چند وقت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پیش که امتحانش کردم هنوز اعتبارش تموم نشده بود&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 20:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز &lt;U&gt;اول آبانه&lt;/U&gt;  و داره یه اتفاق خوب سوئیچ میخوره . تا  &lt;U&gt;آخر آبان&lt;/U&gt;  الهه جون هیچی غیر از برنامه مانکن شدنش نمی نویسه . اگه توی این مدت تشویقم کنین و اگه هم وقتی به شیوه ی کمپه ای رفتار کردم دعوام کنین خیلی خوب میشه     &lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/286.gif&quot; border=0&gt;. وقتی تموم شد و من موفق شدم ، این پست میتونه راهنما باشه برا اونایی که مث من هستن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نکته ها :  &lt;IMG height=24 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/Just_Cuz_19.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچوقت&lt;/FONT&gt; خودمونو از چیزی که خیلی دوست داریم محروم نکنیم . مثلا من نارنجکی پر از خامه ی چررررررررب (یعنی خوشمزه) دوس دارم . اگه بگی نه! اصلا نمیخورم ، یهویی میزنی به دنده 4 و معده تو با نارنجکی بمب بارون میکنی . باید بگی این قدر در هفته اجازه دارم بخورم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچوقت&lt;/FONT&gt; نذاریم زیاد گرسنه بمونیم چون با ولع بیشتری به سمت غذا میریم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچوقت&lt;/FONT&gt; نا امید نشو . اگه یه وقت رژیمتو خراب کردی ناامیدانه نگو امروز همه چی تموم شد فایده نداره تا شب اجازه دارم بخورم. ولی اینجوری هم نباشه که بیخیال باشی . باید جریمه بشی! &lt;IMG height=39 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/desertsmile.gif&quot; width=77 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچوقت&lt;/FONT&gt; هیچ گروه غذایی رو از برنامه ات حذف نکن . حتما کنار نهار و شام ماست کم چرب (برا اینکه موهات نریزه) ُ سبزی زیاد (تا پوستت خراب نشه) یا سالاد بدون نمک و سس بذار . اینا حجم معده تو راحت پر میکنن و بهت سیری رضایت بخشی میدن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;هیچوقت&lt;/FONT&gt; برای هیچ خوردنی زیاده روی نکن . حتی میوه !!! سوال: میوه هم آدمو چاق میکنه ؟ بله!!! حتی اگه از کالری خودشون بگذریم میوه ی زیاد ظرفیت معده رو برای غذا بیشتر میکنه . اگه میوه نداشته باشی مجبوری اون حجم رو با غذا پر کنی تا سیر بشی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;ورزش اجباری رژیمی =&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;روزی سه بار و هر بار به مدت ۷ دقیقه شکمتو ببر تو &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;میزان کالری چای &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;دقیقا برابر صفره . پس اگه به خوردن چای تلخ عادت داشته باشین میتونین هر چقدر که عشقتون میکشه چای بنوشین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; غذا رو تو ظرف کوچیک بخور . ظرف ته گود نباشه که غذا کم به نظر نرسه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; توی یه زمان خاص خودتو وزن کن . بهترین زمان &quot;صبح قبل از خوردن صبحانه&quot; اس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; غذا رو خیلی آروم و با حوصله بخور . حتی اگه امکانش هست با چنگال . حدود ۲۰ دقیقه طول میکشه که معده به مغز بگه من سیرم . اگه تند تند غذا رو ببلعی خیلی بیشتر از نیاز بدنت کوفت کردی تا سیر شی (دقیقا کوفت کردنه چون پیه میشه به تنت)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT size=5&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; غذات رو تو وعده های بیشتر تقسیم کن . تعداد زیاد با حجم کم . اگه میبینی نیمچه سیر شدی نگو &quot;بستمه دیگه نمی خوامش&quot; چوندلت نمیاد و تا ته اونو نلیسیدی ول نمیکنی. در عوض بگو &quot;بستمه اینو میذارم بعدا که گرسنه ام شد میخورم&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=5&gt;همیشه&lt;/FONT&gt; هر چی که میخوری رو یه جا یادداشت کن . هم تشویق میشی و هم اون ریز ریز هایی که چـِنگ میزنی (شهریش میگن ناخنک میزنی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;) میبینی چه همه اس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;1 آبان :&lt;/I&gt; صبح یه رولت با چای _ ظهر دمپخت داشتیم . من چون برنج نمی خورم سوسیس بندری دیشبو خوردم البته بدون نون _ شب یه بیسکوئیت قنادی با چای ــ میان وعده میوه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;2 آبان :  &lt;/I&gt;صبح خیار و پنیر _ ظهر دیزی بدون نون _ شب بیسکوئیت پر نارگیل با چای . پنیر و خیار و گوجه _ میان وعده میوه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۳ آبان : &lt;/EM&gt;صبح پنیر و خیار ــ ظهر مرغ و یه عالمه سوپ &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/hanghead.gif&quot; align=baseline border=0&gt; ــ شام دوتا رولت و دوتا بیسکوئیت قنادی و یه عاااااااالمه ی زیااااااااااد عذاب وجدان  ــ میان وعده میوه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; ۴ آبان : &lt;/EM&gt;روزه بودم (توفیق اجباری . جریمه بخور بخور دیروز) . افطاری سوپ و یه دونه کیک خامه و چای تلخ ـ شام قلیه ماهی بدون برنج&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۵ آبان :&lt;/EM&gt;صبح پنیر و خیار گوجه ــ ظهر پلو میگو داشتیم من دونه ها و میگو هاشو چیدم . سوپ ــ شب چای و ۳تا یوخه بعدش یکمی نون گرمه و یکمی بعدش یه کاسه بزرگ سالاد . سیر سیرکی آخر شب کاکائو خوردم نمیتونم فردا جریمه اش روزه بگیرم گلوم درده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۶ آبان : &lt;/EM&gt;صبح مث آدم خوردم ولی شب وقتی بستنی کیلویی کاکائویی تلخ خوشمزه با مانچی تند و آتشین جلوت بذارن اگه مث خر نشینی پاش نخوری به نظر من آدمیزاد نیستی! لااقل آدمیزادی که چشمش سالمه نیستی منم اصولا میخورم که تموم شه نه اینکه سیر شم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۷ آبان :&lt;/EM&gt;یه روز کااااااااااااااااااااملا رژیمی . آفرین الهه ی چشم ببینه و دل نکنه یاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۸ آبان :&lt;/EM&gt;ظهر و عصرونه و شام ماکارونی! آخر شب بازم گشنه ام شد ولی دیگه خیلی پر رو بازیه اگه چیزی میخوردم . فردا صبح وزن میکنم یعنی چه خبرهههههههههههههههه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;یک و نیم کیلو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۹ آبان :&lt;/EM&gt;روز مشکلی ندارم ولی همین شب میزنه کارو خراب میکنه . سیرمااااااااااااا ولی دیوونه کننده اشتها دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۱۰ آبان : &lt;/EM&gt;با خانواده خاله ام رفتیم دریا تور انداختیم . بعدش ماهی تنوری کردیم . گبگو (خرچنگ) گذاشتیم بمیره هاااااااا ولی همین که شستیمش که کبابش کنیم باز جون پیدا کرد . الان بردمش تو آشپزخونه و منتظرم (قاتل بیرحم خودتی!) . روی گربه هم سفید کرده . این دیگه ۹ ـ ۸ تایی جون داره! از بس خاله ایینا بهم گفتن خوبی رژیم برا چته بی جنبه شدم نهار فجیییییییییع و دو بار هم شام خوردم . فردا یه تنبیه حسابی دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۱۱ آبان : &lt;/EM&gt;روز جریمه هنر نمایی کردم در حد خدااااااااااااااااااا . صبح سیب کوچولو . ظهر خورش بادنجون داشتیم ولی من ممنوع الچربی بودم چون روز جریمه ام بود . بادنجون و پیاز جوش دادم و بعد کوبیدم با ربو آبلیمو پختوندم . شب تخم مرغ سرخ کرده بدون روغن و نمک و نون ! آخر شب هم پنیر و خیار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt; ۱۲ آبان :&lt;/EM&gt;خیلی لوس شدم خییییییییییییییلی . سیر سیرکی خبط کردم نارنجکی و از این خامه ای گردالی ها که تو پودر کاکائو و گردو غلتوندن خوردم اونم با شیر نسکافه یه لیوان برج میلادی! قشنگترشم کردم با کرانچی و بیسکوئیت موزی که حالا اینقد حالم گرفته که دلم میخواد یکی رو بزنم! مصیییییییییبت بازم جریمه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;بقیه آبان تا حالا &lt;/EM&gt;: وقتی صبح . ظهر و شام خوردنمو مینوشتم بیشتر تشویق میشدم رژیممو رعایت کنم . وزنم ثابت مونده از بس شب تا وقتی نخوابیدم میخورم . یعنی چند برابر طول روز . واقعا که! بزنمت؟!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۱۸ آبان :&lt;/EM&gt;صبح سیب ــ ظهر ماهی تنوری ــ شب یه کاسه خورورش مرغ &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۱۹ آبان :&lt;/EM&gt;صبح چای تلخ ــ ظهر میگو پیکنیکی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; ــ شب بقیه ماهی تنوری (حالم از ماهی داره به هم میخوره کم کم دارم آبشش در میارم)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;۲۰ آبان :&lt;/EM&gt;صبح چای تلخ ولی ظهر تا شب  تلافی چند روزو در اوردم که خدای نکرده وزنی کم نشه این وسط! میگو . خوروش سبزی . بعدشم پفک و رانی و بازم خوروش سبزی تا اینکه شب شد و لالا کردم . این وسط فول میوه میخوردم . یعنی دیگه فکم خسته شد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تیک تیک تیک تیک لحظه ها از دوووووور تو رو میاره</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا . یه نینی بود با دو برادرون که مامان باباشون رفته بودن سوریه . نینی ظرف بشوره(دو روز یه بار) ، غذا بپزه ... تا اینکه برادر 2 به 1 میگه اصلا احساس میکنی اونا نیستن؟ اونم میگه آره حس میکنم &lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/189.gif&quot; border=0&gt;. نینی هم تو دلش گفت کاری میکنم حسابی حست بزنه بالا &lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/167.gif&quot; border=0&gt; . الان تو آشپزخونه یه عالمه ظرف توی سینک ، دست برادر 1 رو میبوسه &lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/247.gif&quot; border=0&gt; . روز اول که اصلا تو باغ نبودم&lt;IMG onmousedown=showAddress(this.src) height=31 alt=Hello src=&quot;http://www.millan.net/minimations/smileys/wavesmile.gif&quot; width=49 border=0&gt; . ظهر یک عدد گرسنه اومد گفت غذا چی داریم؟ نینی اصلا یااااااااااااااادش نبود! چند روز اول فقط سالاد الویه و گاهی هم سوپ داشتن (غذاهای مورد علاقه نینی) . همه کارای سوپ تموم شده بود فقط زردچوبه نداشتیم . گفتم برو بخر و بعد یه قاشق و حالا نه یه قاشق و خورده ای زردچوبه بریز . بعدش رفتم گل گشت. برگشتم دیدم سوپه به درد رنگ کردن قالی دستباف میخوره . به جای فاشق چایخوری، سر پـر یک و نصف پلوخوری ریختن اونم با همفکری هم&lt;IMG height=24 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/42kmoig.gif&quot; width=45 border=0&gt; . دیگه وقتی میخوردی زردچوبه تو گلوت ته نشین میکرد . هر چی غر میزدم این تک دلم نمی شکست! کم کم هنر آشپزی رو شد و تصمیم گرفتم آبگوشت بپزم . در قدم اول که اصلا بلد نبودم در زودپزو ببندم و اینقد پیچوندمش که پیچ و مهره اش از هم در اومد و بعد نیروی کمکی _ برادر 1 _ خیلی با اعتماد به نفس اونو سوار کرد و بست . بنا به چیزی که الهام پشت تلفن یادم داده بود قرار بود 5 الی 10 دقیقه بعد، از سوتکش بخار بیاد اونم زیاااااااااااد که اونوقت زیر اجاغ رو کمه کم کنم یه وقت نترکه. یه چیزایی بالا میومدآ ولی شدید نبود . منم داشتم فوتسال ایران اوکراین میدیدم کلا بقیه مسائل زیاد مهم نبود&lt;IMG height=19 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif&quot; width=29 border=0&gt; . بازی که تموم شد 45 دقیقه ای زودپزه منتظر بخار بود . منم گفتم لابد همین بخاره همون بخاریه که قراره ببینم . با شعله کم که پختید و موعد خاموشی که رسید عقب ایستادم با ترس سوتکو کشیدم و  منتظر انفجاری، فورانی، چیزی بودم ولی حتی مه ازش بیرون نیومد . من قبلش میدیدم از گوشه کنارش بخار و یه نمه آب میادآ ولی فکر میکردم طبیعیه&lt;IMG height=19 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/4chsmu1.gif&quot; width=29 border=0&gt; . همش تو فکرم مامان برام چی خریده&lt;IMG height=45 src=&quot;http://www.pic4ever.com/images/626gdau.gif&quot; width=38 border=0&gt; . زیاد نگران سلامتیشون نیستم آ .  چه خبره خوبن دیگه! آخه مجردی دارن خوش میگذرونن زنگ نمیزنن  &lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/175.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نقشه از نگاه مردم ایران &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;A href=&quot;http://%3ca%20href=/&quot; target=_Self tinypic.com? http:&gt;&lt;IMG alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/n1ruzd.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; (از وب نوشا گرفتم)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 1) &lt;/B&gt;کسی بود مطالبی که درباره کتاب هری پاتر مینوشتم بخونه ؟! و کسی بود دوس داشته باشه؟&lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/286.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 2) &lt;/B&gt;تصمیم خیلی خیلی واقعی برای رژیم دارم . فقط یه رفیق رژیمی میخوام که هر روز با هم در تماس باشیم و به هم روحیه بدیم . کسی قصد لاغر شدن نداره؟! اگه خواستید میتونید پیام خصوصی بذارید و بعدش باهم مانکن بشیم&lt;IMG style=&quot;VERTICAL-ALIGN: middle&quot; src=&quot;http://qsmile.com/qsimages/280.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; نینی ۳) &lt;/STRONG&gt;خانم مارپل مرسی برا آیکون ها مرسییییییییییییییییییی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حدیث امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر کس رحم کند _هرچند درباره بریدن سر گنجشکی_ خدا در قیامت رحمش میکند (حضرت محمد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                     &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پیشنهاد امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای اینکه طول عمر باطری موبایلتون زیاد باشه : تا یکمی شارژش رفت هی نزنیدش تو برق و در بیارین . صبر کنین فقط یه دونه خط شارژ باقی بمونه ولی نذارین خودش اخطار بده باطری ظعیفه و وقتی توی برق میزنین حتما اجازه بدین &lt;B&gt;full&lt;/B&gt; بشه &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 19:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پناه بگیرید</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی مهمون داریم اوضاع خیلی خرابه . تا اونجا که میتونی باید از جلو چشمش دور باشی . مامان خیلی عصبانی و استرسی میشه . ممکنه با خشم بهت بگه از تو دست و پا برو کنار و وقتی بری بازم با خشم غرغر کنه و بگه نگاه هیشکی خودشو صاحاب نمیکنه بیاد کمک!!! من برم ... اومدم ... وقتی میگه بیا به جای رفتن باید آپارات کنی (غیب و ظاهر بشی) . خداااااااااااااااااااا ..برم ... اومدم ... میخواد کنارش بشینم یه وقت اگه شاید احیانا باری به هر جهت اصولا کاری پیش اومد تو دستش بذارم . اوه باز احضار شدم(چیه؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt; اینجوری نگام نکن!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; مگه روح سرگردون تا حالا ندیده بودی؟!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;) نه! نمیشه! من برم بعدا اساسی میام.... خوب به سلامتی خوبین ؟ فوتبال به کامتونه؟ میدونین عامل شکست پرسپولیس عزیز چی بود؟ &lt;B&gt;من&lt;/B&gt; نگاه کردم! و چی باعث میشه استقلال بالاخره یه آقای گل تحویل لیگ بده؟ &lt;B&gt;من&lt;/B&gt;!!! فکر کردین کم الکی ام؟ نشد یه بار توپ طرف دروازه بره و من دعا کنم خدای من، خدای خوب و مهربان ، من و قلب کوچکم دوست داریم بی زحمت این شوت گل نشه ، و حتی اگه هوایی زده باشه به گنگـشت (هُمو گوجیک خومون) کات میخوره و میره تو گل! باورش اونجای آدمو میسوزونه ولی من به چشم خودم هر چند گل استقلال رو با یه دید و یه دعا رویت کردم . و در آخر /// دوستان / عزیزان / دلبران / جیگران / نکنید این کارها / رنگ لباس مهم نیست / اندیشه تان را ارتقاع دهید / و بقیه .x.. شر ها که خودتون میدونید...تکبیــــــــــــــــــــــر   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                      &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                             سوتی بزرگان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG title=&quot;خانم ابتکار&quot; height=340 alt=&quot;خانم ابتکار&quot; src=&quot;http://soti.anzaliblog.com/uploads/a/azebteda/7476.jpg&quot; width=482&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;نینی 1)&lt;/B&gt; به خاطر اونایی که خیلی با ملاطفت و جملات محبت آمیز ناک میخواستن تایید رو از کامنت ها بردارم (یه وقت یکی گوزو که نگفته بود؟&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt;) امتحانی از خر شیطون پیاده میشم و نگران نباشین جواب همه کامنت ها رو وقتی آنلاین شدم مینویسم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 2) &lt;/B&gt;اطلاعات بامزه هری پاتری سری چهارم:  &lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;آواداکداورا&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Avada kedavra نفرین مرگ ، وقتی اجرا میشه نور سبز رنگ کور کننده ای به وجود میاد و قربانی بدون هیچ اثری در بدنش میمیره . این عبارت به زبان &quot;آرامی&quot; و به معنی &quot;بگذار بمیرد&quot; هست. همونطور که تو فارسی جادوگری و اجی مجی همیشه کنار هم هستن ، تو انگلیسی هم ، جادوگری و Abracadabra ارتباط ناگسستنی با هم دارن . Abracadabra در انگلیسی ذهنیتی شوم به همراه داره و تحریف شده ی Avada kedavra هست . توی کتاب این ورد به &quot;اجی مجی لاترجی&quot; ترجمه شده که ذهنیت شوخ طبعانه رو تداعی میکنه و اصلا شایسته یه نفرین مرگ بار نیست.                                              &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حدیث امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی که خدا منو به معراج برد، مردمانی رو دیدم که ناخن هایی از مس دارن و صورت و سینه خودشونو میخراشن.گفتم &quot;ای جبرئیل اینا کی هستن؟&quot; گفت : اینا همونائین که گوشت مردمو میخورن و آبروشونو میریزن (حضرت محمد حدیث 2284 نهج الفصاحه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پیشنهاد امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهرهای شکسته خونتون رو با هاون نرم کنین تا وقتی لازم شد دنبال خاک گربه ریده نگردین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 13:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیوندتان مبارک</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما یه ریسک کردیم عصر سه شنبه رفتیم شیراز .  تا بخوان عید اعلام کنن پیر و پیغمبر خسته شدن&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt; . صبح با پدر علیه السلام رفتیم برا نماز فطر . اولش صدای مسجد میومد بین راه قطع شد . خدایی خیلی زشته که ما از شیرازی تنبل جا بمونیم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; . من فکر میکردم کسی نمیاد آخه جو شیراز یه جوریه که انگار هیشکی روزه نمیگیره . مسجد دوطبقه ، من تو پشت بوم برام جا پیدا شد! اینقد هوای شیراز دلچسبه که دلمم نمیخواست زیر سقف باشم . نماز که تموم شد یه سری که جاشون نبود و تعدادشون همچین کم هم نبود آماده نماز بعدی شدن!!! شنیدم بوشهر کنار دریا نماز گذاشتن . منم میخواممممممممممم . من همچین آدم مسافرت برویی نیستم . فقط مجبور بشم . چند وقت پیش تو اینترنت با یکی بودم . همش مسخره بازی و رو کم کنی بود . حتی یه بار که بهم گفت دوسم داره اینقد کولی بازی و جوکش کردم که پشیمون شد . تصور کن پنج شنبه توی پارک آزادی شیراز، ما برا ملاقات قبل از خواستگاری همدیگه رو دیدیم!!! لهجه شیرازی خیلی بانمکی داشت . وقتی نگام میکرد برق دوست داشتنو تو چشماش میدیدم . فکر میکردم اگه یکی لاغر و قد بلند باشه و تیپ اسپرت بزنه و رفتارش با شخصیت و مغرورانه باشه حتما میخوامش . بود ولی من هیچ احساسی بهش نداشتم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt; . مامان که اونم اومده بود میگفت پشیمون میشی بیشتر فکر کن . خدا نکنه من نخوام یه کاری کنم . فرشته وحی جلو پام نازل بشه و ازم بخواد هم تو کتم نمیره . نمیدونستم چه جور باید بهش بگم . اصلا چی باید بگم؟! گفت من هرچی دربارت تصور میکردمو عینا دیدم و دلم نمیخواد تو رو از دست بدم . اهههههههههههههههههه میدونم خریت کردم ولی اصلا پشیمون نیستم . اگه همون اول ، مهر یکی به دلم نشینه هیچوقت دیگه هم نمیشینه. رابطه اینترنتیمونم گفتم تموم شه آخه مطمئنا مث قبل نمیشه. اگه اون شب رضوان و پیمان دنبالم نیومده بودن دیوونه میشدم . شام بیرون خوردیم. یه ساندویچ بود مثل همبر ولی چند برابر کلفت تر  انگار با گوشت درست شده بود با یه ورق پنیر چررررررررررب (چرب در اصطلاح لغات الهه یی _ بامشادی یعنی خوشمزه) . رفتیم لونا پارک . تازه پیمان ازم تست صدا گرفت که توی یه cd بچگونه حرف بزنم . ازم خواست مث نینی ها فلان جمله رو بگم . گفتم . گفت یه نینی بزرگتر . گفتم بزرگترش دیگه صدای واقعیمه . گفت آره همین خوبه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot; width=18&gt; . خیلی خوش بود . همیشه با رضوان خوش میگذره . مخصوصا که یه جور رفتار نمیکنه انگار همه میخوان شوهرشو ازش بدزدن! آخ جون صدام میزنن برا ناهار. بازم ناهاااااااااااااار . خدافظ ماه رمضون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نینی 1&lt;/FONT&gt; : &lt;/B&gt;&lt;I&gt;افشین و شنگول ای دو کبوتر عاشق پیوندتان مبارک&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 2)&lt;/B&gt; &lt;FONT size=3&gt;اطلاعات بامزه هری پاتری سری سوم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه اسامی شخصیت ها در داستان هری پاتر با دقت انتخاب شده اند و به گونه ای منعکس کننده شخصیت صاحب آن نام هستند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;&lt;I&gt;ولدمورت&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;Voldemort یک کلمه فرانسوی است که به شکل Vol de Mort شکسته میشود و به معنی &quot;پرواز مرگ&quot; است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;کورنلیوس&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;فاج&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;:&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;  Cornelius Fudge وزیر سحر و جادو . اراجیف گفتن و حماقت از معانی Fudge در انگلیسی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اسکابرز&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;:  &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;Scabbers موش رون که در واقع جادوگر جانورنمایی بود که به پدر و مادر هری خیانت کرد. این کلمه به معنی آدم مفت خور و کسی که بدون نیت پس دادن قرض میگیره . نمیدونم چه چیزی باعث شده توی بعضی ترجمه ها این کلمه رو به &quot;خال خالی&quot; تغییر بدن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;موندانگوس&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;جادوگرها موندانگوس را با عبارت صمیمانه &quot;دانگ&quot; صدا میکنند که به نوعی مخفف موندانگوس است. Dung در حقیقت به معنی مدفوع چهارپایان است و این نشون میدهد که خانم رولینگ چقد نسبت به این کارکتر ارادت دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;بلک&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;Black به معنی سیاه و کثیف و نام خانوادگی سیریوس .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;پرواتی&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;پتیل&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;Pravati patil پرواتی اسمی هندی و به معنی نجیب است . از آنجایی که نام خانوادگی این شخصیت هم اسمی هندی است، میتوان نتیجه گرفت که پرواتی و خواهرش پادما _ که این کلمه هم هندی است _ هندی الاصل هستند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=334 src=&quot;http://img.aktualne.centrum.cz/88/83/888317-harry-potter-a-fenixuv-rad-evanna-lynch-rupert-grint-emma-watson-daniel-radc.jpg&quot; width=485&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;حدیث امروز:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;به کار کسی دل مبندید تا سرانجامش را ببینید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;                                                         حضرت محمد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;پیشنهاد امروز:&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ناردونه رو با رب انار ترررررش قاطی کنین خیلی جیگر میشه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2008 05:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ساده بیا دست منو بگیر و ...</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پنجشنبه با بچه های وب توی مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست یه جشن کوچیک داشتیم . فعلا باشید من برم تا سر فلکه برج بدوم که الان ریحان دنبالم میکنه . از اولش من روند ضایع شدنو داشتم . گفته بودند ساعت چهار و ربع اونجا باشیم . من رفتم هیشششششششکی نبود . عین دختر قراریا تو پارک نشسته بودم و هر کی رد میشد یه تعجب معنی داری تو پاچه مون می انداخت. بعدش هادی و محمود اومدن . ایننننننننن همه آدم (3نفر&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;) بودیم آقای نگهبان صاف اومد از من پرسید کجا کار دارم . منم ترسیدم و هول شدم و با چشمای پر از التماس گفتم نمیدونم! توی جشن هم کم الکی نبودم . آخه من نمیدونم کسی که داره تو بلندگو شعر میخونه یهو برا چی یه تیکه از مصرعو نمیخونه که من بی هوا اونو کامل کنم. جالبه که فقط صدای من تو فضا طنین انداز شد جوری که از ملت خواستن برا این اثر هنری که ارائه شد برام کف بزنن . یا مثلا مسابقه میزارین یه کم هیجان حضارو بالاتر بیارین که وقتی یکی (مثلا من!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt;) هیجان زده میشه و مشاوره میده که نفر اول رو انتخاب کنه ، زیاد تو چشم نیاد . یه چیزایی خیلی قشنگ بود . بچه ی مو فرفری که عادت داشت چوب تختشو بخوره و شکوفه یاس فوتبال یادش داد . یا اون پسر کوچیکه که رو شونه خلبوس داشت ذوق میکرد . دختر چشم آبیه که همش کاغذ میخورد و فرم تعجبش آدمو یاد لونا لاوگود می انداخت . اون دوتا دختر بزرگا که از بس خوشحال بودن الکی الکی بلند میخندیدن و من از ذوقشون دلم میسوخت . دلم میخواست برا علامت سوال توی دل همشون گریه کنم ولی راحتتر این بود که سه پیچ آیلین بشم و تا چشماش نمناک بشه چنان بهش زل بزنم که اشکش بخشکه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 481px; HEIGHT: 361px&quot; height=432 src=&quot;http://i36.tinypic.com/xnt180.jpg&quot; width=576&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شب قدر ، مکتب قرآن امامزاده . بهار همینه که نیم رخ نشسته. اون نینی هه موهاش دقیقا همرنگ بهار بود. هی میومد پیش بهار ، بهار هم دستشو میگرفت میبرد کنار اون زنه که پشت به دوربینه و میگفت پیش مامان خودت بشین . آخرش با پفک و کیک بهارو راضی کرد که باهاش دوس بشه . تا یه بچه دیگه میومد پیششون بهار بهش میگفت نینی اومده دعواش کن بره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=432 src=&quot;http://i36.tinypic.com/2gvptg5.jpg&quot; width=346&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اینجا خونه برادر عروسمون افطار بودیم . وقتی عکس گرفتم بهار داشت به ریحانه ژست میداد . ناسلامتی مامان الهامش آتلیه عکاسی داره . ریحانه (لباس زرد) عینهو عروسکه نه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 1) &lt;/B&gt;سری دوم اطلاعات هری پاتری:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه اسامی شخصیت ها در داستان هری پاتر با دقت انتخاب شده اند و به گونه ای منعکس کننده شخصیت صاحب آن نام هستند;   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;مالفوی&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; : &lt;/B&gt;خانواده مالفوی که معرف حضورتان هست . به گفته خانم رولینگ(نویسنده کتاب) این واژه ترکیبی من در آوردی و فرانسوی است و به معنی شخص سست ایماناست(Mal-Foi) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;ریموس لوپین&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; :&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;Remus Lupin معلم دفاع در برابر جادوی سیاه در سال سوم هری که یک گرگینه است . Lupin از کلمه لاتینی Lupus مشتق شده که به معنای گرگ است . ریموس و رامیولوس در افسانه های رومی برادران دو قلویی هستند که در نوزادی توسط ماده گرگی پرستاری و تغذیه شدند و بعدا مشترکا امپراتوری روم را بنا نهادند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;لونا&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;لاوگود&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; : &lt;/B&gt;Luna Lovegood  که بین بچه ها به Loony  معروف است . لونا نام الهه ی ماه در اساطیر رومی است. Luna بعدها به دیانا تغییر نام داد . در لاتینی این کلمه به معنی ماه است و کلمه ماه در بسیاری از زبانهای اروپایی گونه ای از تلفظ همین کلمه است . بسیاری از فرهنگ ها معتقد به وجود ارتباط عجیبی بین ماه و دیوانگی هستند و در انگلیسی Lunatic کاملا به معنی شخص دیوانه است. Loony تغییر شکل یافته ی عامیانه ی Lunatic است و به معنای شخص بسیار ابله به کار میرود (اتفاقا من عاشقشم مخصوصا وقتایی که رولینگ میگه قیافه لاوگود مثل کسیه که به طور اتفاقی از یه جا سر در اورده)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;اسپراوت&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; : &lt;/B&gt;Sprout   به معنی جوانه زدن است (پروفسور اسپراوت معلم گیاه شناسی)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;..................................................(((ادامه دارد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حدیث امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا دعای سه کس را رد نمی کند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزه دار تا وقتی افطار میکند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ستمدیده تا آن گاه که ستم پایان یابد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و مسافر تا وقتی به وطن خویش برسد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                         حضرت محمد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پیشنهاد امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جديدترين کليپ هاي تصويري ، کليپ هاي صوتي ، زنگ خورهاي ايراني قديمي ، زنگ خورهاي خارجي ، زنگ خورهاي عربي ، تصوير پس زمينه ، برنامه هاي موبايل و کامپيتر و هر چيز ديگه مربوط به موبايل در: &lt;A href=&quot;http://persianmobile.blogsky.com/&quot; target=_blank&gt;parsi-mobile&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 27 Sep 2008 22:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وسوسه و انتظار</title>
<link>http://hanna12e.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حال حاضر چشمام سیاهی میره و سرم گیجه و بدنم جون نداره و حوصله هیچ کاری اعم از فکری و کرم ریزی و فرهنگی و اینا ندارم . نه الکلی ام نه قرص خاصی مصرف میکنم فقط... گشنمه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; . با اینکه حوصله تایپ کردن ندارم ولی اینجوری زمان زودتر میگذره تا اینکه نگاه ساعت کنم . مثلا میخواستم با روزه رژیم بگیرم ولی همین که گوشم اذون میشنوه و چشمم به غذا میخوره رژیم که سهله، اسم خودمم یادم میره . انگار توی دنیا فقط یه راه وجود داشته باشه و اونم مسیر غذا تا دهن من باشه. اینم کار خداس! بدبختی کارت اینترنتم تموم شده . پریشب داشتم با یکی از بیمارام چت میکردم وسط هیجان و نقشه های شیطانی(مگه نه فاطمه؟) کارتم به فاک رفت . وقتی تل کرد و پرسید به اینترنت دسترسی دارم از خوشحالی کم مونده بود جیغ بزنم(شایدم جیغ زدم نمیدونم . یادش بخیر اونموقع تازه افطاری خورده بودم کیپ کیپ بودم آ ) . نه دیگه! از امشب رژیم _ آره&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt; . راسی توجه کردین تو ماه مبارک برق نمیره؟ (وینننننننننننننننگ برق رفت)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG src=&quot;http://www.aftab.ir/lifestyle/images/7b110175b3e7a323aceec0ca0d7bfbd4.jpg&quot;&gt; من و عشق نارنجکی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;جدید نوشت : &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;از شنیدن خبر فوت عزیزت قلب هممون لرزید. تصور اینکه یکی از ما زانوی غم بغل کرده........................................................&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی&lt;/B&gt; &lt;B&gt;1)&lt;/B&gt; بهار یه کار جدید یاد گرفته . اولش میگه دوسم داری؟ بهش میگی آره . چشماشو گشاد میکنه میگه نه؟! نداری؟!!! یعنی میخواد بیشتر بهش بگی . خیلی با مامانم و اونیکی مادربزرگش بده . با اصرار به مامانم میگفت غذا نخور . مامان محل اش نذاشت . اینم عصبانی شد جیغ میزد و میگفت تفش اش کن . یا به مامانم میگه تو جات نیست سوار ماشین نشو . شانس نداره مامان اینقد که دوس اش داره&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نینی 2)&lt;/B&gt; از امروز یه سری اطلاعات بامزه ی هری پاتری بهتون میگم باشد که خوشتان بیاید .  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Pigwidgeon  جغدیه که سیریوس بلک (پدرخونده هری) به رون هدیه داد . جینی(خواهر رون) این اسمه رو روی جغده گذاشت ولی رون اصلا خوشش نمیومد و میخواست یه چیز دیگه صداش کنه ولی جغده به اسم pigwidgeon عادت کرده بود و به اسمای دیگه جواب نمیداد واسه همین رون مخفف اش کرد بهش میگفت pig یعنی خوک و اینجوری یه طنز ظریف درست شده بود .widgeon یه کلمه انگلیسی به معنی مرغابیه که ویدا اسلامیه به جای این کلمه خرچال که معنی مرغابی میده ترجمه کرده . اونوقت رون جغدشو خر صدا میکنه و طنز قضیه حفظ میشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;آخر نوشت : نزدیک اذونه برم چایی درست کنم . مرسی وقت گذشت&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حدیث امروز:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر گاه یکی از شما به سفر رفت ، هنگامی که به سوی خانه و خانواده اش برمیگردد حتما برایشان هدیه آورد ، حتی اگر شده سنگی باشد _حضرت محمد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پیشنهاد امروز: &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه دست منچ و مارپله امتحان کن . مشتریش میشی         &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Sep 2008 03:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hanna12e&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>hanna12e</dc:creator>
<guid>http://hanna12e.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
